جمعه، ساعت ۱۶:۰۰. عدد اشتغال آمریکا منتشر میشود و کندلی که روی چارت ساخته میشود از کل حرکت آن روز بلندتر است.
جهت را هم درست حدس زده بودید.
سه دقیقه بعد، معامله با ضرر بسته شده. نه به این دلیل که بازار خلاف شما رفت، بلکه به این دلیل که در آن سه دقیقه، چیزی که به شما فروخته شد دقیقا قیمت بازار نبود.
این نوشته دربارهی تقویم اقتصادی فارکس است. هم دربارهی اینکه چطور بخوانیدش، هم دربارهی اینکه چرا خواندنش با معامله کردن روی آن دو کار کاملا متفاوتاند.
تقویم اقتصادی فارکس دقیقا چه چیزی را نشان میدهد
تقویم اقتصادی (Economic Calendar) فهرست زمانبندیشدهی دادههایی است که قرار است منتشر شوند. معروفترین نسخهاش بین فارسیزبانها فارکس فکتوری است، اما تقریبا همهی تقویمها ساختار یکسانی دارند: ساعت انتشار، ارز مربوطه، درجهی اهمیت، و سه عدد.
آن سه عدد مهمترین بخش جدولاند:
- Previous: عددی که دفعهی قبل منتشر شد.
- Forecast: میانگین پیشبینی اقتصاددانها برای این دوره.
- Actual: عددی که همان لحظه منتشر میشود.
درجهی اهمیت هم با رنگ مشخص میشود. زرد کماثر، نارنجی متوسط، قرمز پراثر. نرخ بهره، تورم و اشتغال معمولا قرمزند.
و حالا نکتهای که بیشتر از هر چیز دیگری در این جدول جا میافتد: بازار به عدد واکنش نشان نمیدهد، به فاصلهی عدد از انتظار واکنش نشان میدهد.
اگر پیشبینی ۱۵۰ هزار باشد و عدد واقعی هم ۱۵۰ هزار دربیاید، ممکن است تقریبا هیچ اتفاقی نیفتد، هرچند خبر «مهم» بوده. اگر پیشبینی ۸۰ هزار باشد و عدد ۱۵۰ هزار دربیاید، همان خبر بازار را جابهجا میکند. برای همین است که تحلیل «اقتصاد آمریکا قوی است پس دلار بالا میرود» در لحظهی انتشار خبر معمولا کار نمیکند. آن قدرت از قبل در قیمت هست. چیزی که در قیمت نیست، غافلگیری است.
ساعت خبرهای مهم به وقت ایران
سه ردیف قرمز هستند که بیشترین اثر را روی جفتارزها و طلا میگذارند:
گزارش اشتغال آمریکا (NFP): اولین جمعهی هر ماه، ساعت ۸:۳۰ صبح به وقت شرق آمریکا.
شاخص قیمت مصرفکننده (CPI): ماهانه، همان ساعت ۸:۳۰ صبح شرق آمریکا.
تصمیم نرخ بهرهی فدرال رزرو (FOMC): ساعت ۱۴:۰۰ به وقت شرق آمریکا، و نشست خبری رئیس فدرال رزرو نیم ساعت بعدش. نشست خبری اغلب از خود تصمیم بیشتر بازار را تکان میدهد.
تبدیلش به وقت ایران یک تله دارد. ایران چند سالی است ساعت تابستانی را برداشته و تمام سال روی یک ساعت ثابت است، اما آمریکا هنوز ساعتش را دو بار در سال جابهجا میکند. نتیجه این میشود:
| خبر | نیمهی گرم سال (اواسط اسفند تا اوایل آبان) | نیمهی سرد سال |
|---|---|---|
| NFP و CPI | ۱۶:۰۰ | ۱۷:۰۰ |
| تصمیم FOMC | ۲۱:۳۰ | ۲۲:۳۰ |
همان یک ساعتی که در نوشتهی سشنهای فارکس دربارهاش صحبت کردیم، اینجا هم دقیقا همانطور اذیت میکند. اگر آلارمتان را یک بار برای ۱۶:۰۰ تنظیم کردهاید و نیمهی دوم سال هنوز همان است، یک ساعت زودتر پشت سیستم نشستهاید.
راهحل سادهاش این است که یک بار منطقهی زمانی خود تقویم را روی تهران تنظیم کنید و بعد فقط ردیفهای قرمز و نارنجی را فیلتر کنید. آنوقت دیگر لازم نیست هر بار حساب سرانگشتی بکنید. حواستان باشد که این ساعت با ساعت سرور بروکرتان یکی نیست و روی چارت، خبر جای دیگری میافتد.
اتفاقی که بین لحظهی کلیک و لحظهی اجرا میافتد
اینجا جایی است که بیشتر حسابها در روز خبر آسیب میبینند، نه در جهتگیری.
در ثانیههای اطراف انتشار یک خبر پراثر، تأمینکنندههای نقدینگی برای اینکه خودشان زیر ضرب نروند فاصلهی خرید و فروش را باز میکنند. اثرش روی حساب شما دو چیز است.
اول، اسپرد. بروکرها خودشان هم این را در مطالب آموزشیشان باز میگویند. راهنمای FP Markets نمونهی خوبی است: جفتارزی که در ساعت عادی با اسپرد کمتر از یک پیپ معامله میشود، در لحظهی NFP میتواند به چند پیپ برسد و در موارد حاد خیلی بیشتر. روی طلا این عدد بدتر است، چون اسپرد XAUUSD در حالت عادی هم پهنتر است و در لحظهی خبر چند برابر میشود.
معنی عملیاش این است که معاملهای که همین که باز میشود چند برابر معمول در ضرر است، برای اینکه فقط به نقطهی سربهسر برسد باید حرکت قابل توجهی به نفع شما بکند.
دوم، اسلیپیج. حد ضرر شما یک قیمت تضمینشده نیست، یک دستور است. وقتی قیمت در چند صدم ثانیه از روی سطح شما رد میشود، دستور در اولین قیمتی که نقدینگی دارد اجرا میشود، نه در قیمتی که شما گذاشتهاید. در شرایط عادی این فاصله یکی دو پیپ است. در لحظهی خبر میتواند به دهها پیپ برسد.
این دومی از اولی خطرناکتر است، چون کل حسابوکتاب مدیریت ریسک شما را بیاعتبار میکند. شما ریسک را روی یک درصد حساب بستهاید، اما معاملهای که با اسلیپیج بسته میشود ممکن است دو یا سه برابر آن از حساب بردارد. محاسبهی دراودان وقتی معنا دارد که ضرر هر معامله همان چیزی باشد که تصمیم گرفتهاید.
پس آن سناریوی اول نوشته، «جهت را درست زدم و باز ضرر کردم»، اصلا عجیب نیست. جهت درست بود. هزینهی ورود و خروج در آن لحظه از حرکتی که گرفتید بزرگتر بود.



