هدف سود روزانه: چرا «روزی صد دلار» بدترین هدفی است که می‌توانید بگذارید
آموزش ترید

هدف سود روزانه: چرا «روزی صد دلار» بدترین هدفی است که می‌توانید بگذارید

هدف سود روزانه شبیه انضباط به‌نظر می‌رسد، اما در عمل حجم شما را دقیقا در بدترین لحظه بالا می‌برد. مسیر کاملی که یک هدف روزانه حساب را از بین می‌برد، به‌همراه چیزی که باید جایش گذاشت.

admin۲۱ مرداد ۱۴۰۵

منتشرشده در وبلاگ Highwinrate، ژورنال معاملاتی آنلاین برای تریدرهای فارسی‌زبان.

«روزی صد دلار.» «ماهی ده درصد.» «هفته‌ای دو درصد رشد حساب.»

این جمله‌ها شبیه هدف‌گذاری حرفه‌ای به‌نظر می‌رسند. در واقع دقیقا برعکس‌اند، و مکانیزم خرابی‌شان آن‌قدر تکرارشونده است که می‌شود مرحله‌به‌مرحله نوشتش.

مسیری که تقریبا همیشه یکسان است

فرض کنید هدفتان روزی پانصد هزار تومان سود است.

معامله‌ی اول قرمز می‌شود. دویست هزار تومان عقب هستید. تا اینجا اتفاق خاصی نیفتاده.

معامله‌ی دوم هفتاد هزار تومان سبز می‌شود. در حالت عادی این یک معامله‌ی خوب است. اما امروز کافی نیست، چون هنوز صد و سی هزار تومان عقبید و روز دارد تمام می‌شود.

معامله‌ی سوم را بزرگ‌تر می‌بندید. سبز می‌شود و حالا دویست هزار جلو هستید. حس می‌کنید امروز روز شماست.

معامله‌ی چهارم با همان حجم بزرگ می‌رود و ششصد هزار تومان قرمز می‌شود. حالا چهارصد هزار در ضرر هستید و ذهنتان از «به پانصد برسم» رفته به «فقط سربه‌سر شوم».

بقیه‌اش را می‌دانید.

نکته‌ای که این سناریو را ترسناک می‌کند این نیست که آدم بی‌انضباطی این کار را می‌کند. این است که هدف روزانه، آدم منضبط را هم به این کار وادار می‌کند. چون هدف عددی و زمان‌دار است و بازار هیچ‌کدام از این دو قید را قبول ندارد.

هدف روزانه، اندازه‌ی پوزیشن را وارونه می‌کند

قاعده‌ی سالم این است: حجم معامله را کیفیت ستاپ و نوسان بازار تعیین کند.

هدف روزانه یک متغیر سوم اضافه می‌کند که هیچ ربطی به بازار ندارد: فاصله‌ی شما تا عدد امروز. و این متغیر دقیقا در بدترین زمان ممکن حجم را بالا می‌برد. وقتی عقب هستید، یعنی وقتی احتمالا شرایط بازار با شما هماهنگ نبوده، فشار برای بزرگ‌تر شدن بیشترین مقدار خودش را دارد.

این نه یک ضعف شخصیتی، بلکه نتیجه‌ی مستقیم ساختار هدف است.

آنچه داده‌ها می‌گویند

دو یافته‌ی قدیمی و خوب‌مستندشده اینجا به هم می‌رسند.

اول، اثر تمایل (Disposition Effect). ترنس اودین در پژوهش کلاسیک ۱۹۹۸ خودش با عنوان Are Investors Reluctant to Realize Their Losses? حساب‌های حدود ۱۰ هزار سرمایه‌گذار را بررسی کرد و دید افراد به‌طور معناداری بیشتر تمایل دارند معامله‌ی برنده را ببندند تا معامله‌ی بازنده را. بررسی‌های بعدی هزینه‌ی سالانه‌ی این رفتار را چند درصد از بازدهی برآورد کرده‌اند.

هدف روزانه دقیقا همین رفتار را تشدید می‌کند. برنده را زود می‌بندید چون عدد امروز را نزدیک‌تر می‌کند، و بازنده را نگه می‌دارید چون بستنش یعنی پذیرفتن اینکه امروز به هدف نمی‌رسید.

دوم، بیش‌معاملگی. در پژوهش گسترده‌ای که روی بیش از ۳۶۰ هزار تریدر روزانه در بازار تایوان انجام شد، بیش از ۸۰ درصد در مجموع ضرر کردند و تنها درصد کوچکی توانستند در بازه‌های چندساله سودده بمانند. یکی از الگوهای مشترک بازنده‌ها این بود که تعداد معاملاتشان بیشتر و حجمشان بعد از ضرر بزرگ‌تر می‌شد.

هدف روزانه هر دو کار را می‌کند. تعداد معامله را بالا می‌برد چون تا رسیدن به عدد باید ادامه بدهید، و حجم را بعد از ضرر بزرگ می‌کند چون باید جبران شود.

چرا انتظارِ درآمد ثابت از ابتدا اشتباه است

بخشی از ماجرا ریاضی نیست، انتظار است.

اگر بازدهی ماهانه‌ی یک تریدر حرفه‌ای را روی نمودار ببینید، شبیه فیش حقوقی نیست. ماه‌های خوب و ماه‌های صفر و ماه‌های قرمز دارد. سودی که تولید می‌شود، حاصل جمع تعداد کمی معامله‌ی بزرگ منهای تعداد زیادی معامله‌ی کوچک است، و اینکه آن معاملات بزرگ در کدام روز اتفاق می‌افتند، در اختیار شما نیست.

تقسیم کردن یک درآمد نامنظم به بخش‌های مساوی روزانه، مثل این است که از یک کشاورز بخواهید هر روز به‌اندازه‌ی یک‌سیصدوشصت‌وپنجم محصول سالانه برداشت کند.

جایگزین: هدف فرآیندی به‌جای هدف عددی

راه‌حل این نیست که بدون هدف معامله کنید. این است که هدف را روی چیزی بگذارید که واقعا در کنترل شماست.

هدف عددی: «امروز پانصد هزار تومان.» هدف فرآیندی: «امروز فقط ستاپ‌هایی را می‌گیرم که هر چهار شرط چک‌لیستم را داشته باشند، و بعد از دو معامله متوقف می‌شوم.»

هدف دوم را می‌شود صد در صد محقق کرد، حتی در روزی که حساب قرمز تمام می‌شود. و مهم‌تر: قابل سنجش است.

دو قاعده‌ی عملی که خیلی از تریدرهای باتجربه به شکلی از آن رسیده‌اند:

سقف ضرر روزانه. به آن که رسیدید، پلتفرم بسته می‌شود. بدون استثنا و بدون «فقط یکی دیگر». این تنها قانونی است که جلوی تبدیل شدن یک روز بد به یک ماه بد را می‌گیرد.

بعد از یک معامله‌ی خوب، تمام. مکس آنتونی، تریدری که سبکش را «یکی و تمام» می‌نامد، می‌گوید بعضی روزها بیست‌وپنج دقیقه بعد از باز شدن بازار از پلتفرم خارج می‌شود. منطقش ساده است: بهترین ستاپ روز معمولا اول می‌آید، و هرچه بیشتر بمانید بیشتر احتمال دارد ستاپ‌های ضعیف‌تر را هم بگیرید.

لازم نیست این حرف را کامل قبول کنید. اما ارزش دارد که در ژورنالتان بررسی کنید آیا برای شما هم درست است یا نه.

عددی که باید در ژورنالتان نگاه کنید

یک تحلیل ساده هست که تقریبا هیچ‌کس انجام نمی‌دهد و معمولا نتیجه‌اش تکان‌دهنده است:

سود و زیانتان را بر اساس شماره‌ی معامله در آن روز گروه‌بندی کنید. معامله‌ی اول روز، دوم، سوم، چهارم به بعد.

برای بخش بزرگی از تریدرها، معامله‌ی اول و دوم مجموعا سبز است و از معامله‌ی سوم به بعد همه‌ی آن سود پس داده می‌شود. اگر این برای شما هم صادق باشد، شما به استراتژی جدید نیاز ندارید. به یک قانون توقف نیاز دارید.

در ژورنال Highwinrate می‌توانید همین برش را روی معاملات ثبت‌شده‌تان ببینید، و اگر حسابتان را با Expert Advisor وصل کرده باشید، داده مستقیم از متاتریدر می‌آید و امکان ندارد ناخواسته چند معامله‌ی بد را از قلم انداخته باشید.

جوابش هرچه باشد، از حدس زدن بهتر است.

اگر این بحث برایتان جالب بود: روانشناسی معامله‌گری و مدیریت سرمایه.

این نوشته آموزشی است و توصیه‌ی مالی نیست.