معاملهای را در نظر بگیرید که دقیقا روی همان قیمتی بسته شده که واردش شدید. قیمت هیچ جا نرفته و شما نه سود کردهاید نه ضرر. اما بالانس حساب کمی کمتر از قبل است.
آن تفاوت، اشتباه بروکر نیست.
در هر معامله سه هزینه وجود دارد که روی چارت دیده نمیشوند و در بیشتر ژورنالهای دستساز هم جایی برای ثبت ندارند: اسپرد، کمیسیون و سواپ. هر کدام از جای متفاوتی برداشته میشوند، و مهمتر اینکه هر کدام روی نوع متفاوتی از استراتژی اثر میگذارند.
اسپرد: هزینهای که در ثانیهی اول پرداخت میکنید
اگر دقت کرده باشید، هر پوزیشن تازهبازشده قرمز شروع میکند، حتی وقتی جهت را درست حدس زدهاید. دلیلش اسپرد است: فاصلهی بین قیمت خرید و قیمت فروش. لحظهای که وارد میشوید، معامله به اندازهی همین فاصله در ضرر است.
روی جفتارزهای اصلی این عدد کوچک است و معمولا حواس کسی را پرت نمیکند. روی طلا داستان فرق میکند. طبق مقایسههایی که سایتهای تخصصی بروکر منتشر میکنند، اسپرد XAUUSD در شرایط عادی بازار و بسته به نوع حساب و ساعت روز معمولا در محدودهی ۱۰ تا ۵۰ پیپ است، و هنگام انتشار اخبار مهم اقتصادی میتواند چند برابر باز شود.
یک نکته اینجا خیلیها را گیر میاندازد: پیپ روی طلا همان معنایی را ندارد که روی EURUSD دارد. تا وقتی این را دقیق ندانید، نمیتوانید اسپرد را به عدد واقعی پول تبدیل کنید. اگر مطمئن نیستید، پیپ و پوینت چیست همین را باز کرده است.
کمیسیون: هزینهای که بیرون از چارت برداشته میشود
اینجا هزینه از قیمت کم نمیشود. جدا از چارت، بابت اجرای معامله از حساب برداشته میشود. کمیسیون معمولا بر اساس حجم محاسبه میشود (به ازای هر لات) و به سود یا ضرر معامله کاری ندارد. این مدل بیشتر روی حسابهای ECN دیده میشود، یعنی همان حسابهایی که اسپرد بسیار پایین تبلیغ میکنند.
و دقیقا همینجا یک تله هست. حسابی که «اسپرد نزدیک صفر» تبلیغ میکند لزوما ارزانتر نیست. اسپرد را کم کرده و بخش زیادی از همان هزینه را به شکل کمیسیون برگردانده. مقایسهی درست دو حساب یعنی جمع کردن اسپرد و کمیسیون با هم، نه نگاه کردن به یکی از آن دو.
سواپ: تنها هزینهای که شبها هم کار میکند
اسپرد و کمیسیون یک بار پرداخت میشوند و تمام. سواپ فرق دارد. هر شبی که پوزیشن باز بماند، دوباره حساب میشود.
سواپ از تفاوت نرخ بهرهی دو ارز آن نماد میآید و میتواند منفی یا مثبت باشد. برای اسکالپری که پوزیشن را چند دقیقه نگه میدارد عملا صفر است. برای کسی که یک پوزیشن را سه هفته نگه میدارد، میتواند از اسپرد و کمیسیون همان معامله بزرگتر شود.
یک جزئیات که معمولا غافلگیرکننده است: چهارشنبهها سواپ سهبرابر حساب میشود. دلیلش تسویهی دو روزهی بازار فارکس است. پوزیشنی که از رولاور چهارشنبه عبور کند تاریخ تسویهاش به جمعه میافتد، و آن تسویه باید از آخر هفته رد شود. پس بروکر بهرهی سه روز را یکجا همان چهارشنبه برمیدارد. تریدری که فقط سواپ یک شب را در ذهنش حساب کرده، وسط هفته با عددی سه برابر انتظارش روبهرو میشود.
اگر حسابتان بدون سواپ (اسلامی) است، این هزینه حذف نشده و فقط شکلش عوض شده. بروکرها در این حسابها معمولا بهجای بهره یک کارمزد ثابت روزانه بر اساس نماد و حجم پوزیشن میگیرند. تفاوت واقعی این است که دیگر به نرخ بهره وابسته نیست، نه اینکه رایگان شده باشد.
چرا این سه تا با هم، عدد نهایی را جابهجا میکنند
هر کدام از اینها بهتنهایی کوچک بهنظر میرسند. اثرشان اما جمعشونده است و مستقیم روی حاشیهی سود استراتژی مینشیند. و اندازهی این اثر کاملا به این بستگی دارد که استراتژیتان از هر معامله چقدر بیرون میکشد.
اگر بهطور میانگین ۵ پیپ از هر معامله میگیرید و هزینهی رفت و برگشت هر معامله ۲ پیپ است، ۴۰ درصد از کل برتریتان همانجا رفته. همان استراتژی با میانگین ۵۰ پیپ، فقط ۴ درصد از دست میدهد. استراتژی عوض نشده. فقط هزینه نسبت به اندازهی سود، وزن کاملا متفاوتی پیدا کرده. برای همین است که هرچه تعداد معاملاتتان بیشتر و سود هر معامله کوچکتر باشد، هزینهها تعیینکنندهتر میشوند.
این چیزی نیست که فقط روی کاغذ اتفاق بیفتد. Brad Barber و Terrance Odean در پژوهش کلاسیکشان با عنوان «Trading Is Hazardous to Your Wealth» حسابهای واقعی بیش از ۶۶ هزار خانوار را در یک کارگزاری بررسی کردند. یک نتیجه مستقیم به بحث ما مربوط است: ۴۹٫۳ درصد از این حسابها قبل از کسر هزینههای معامله از شاخص بازار بهتر عمل کرده بودند، اما بعد از کسر هزینهها این رقم به ۴۳٫۴ درصد رسید. یعنی گروهی از آنها در تحلیلشان اشتباه نکرده بودند. هزینهها برتریشان را خورده بود.
این پژوهش روی بازار سهام انجام شده، نه فارکس. اما مکانیزمش همان است: عدد ناخالص یک چیز میگوید و عدد خالص چیز دیگری.
ژورنالتان باید کدام عدد را نشان بدهد
اگر ژورنالتان فقط یک ستون «سود و ضرر» دارد، احتمالا دارید عدد ناخالص را میبینید. و آن عدد همیشه خوشبینانهتر از واقعیت است.
چیزی که باید تفکیک شود سه تاست: سود ناخالص معامله، کمیسیون، و سواپ. وقتی اینها جدا باشند، سوالهایی قابل جواب میشوند که قبلش فقط حدس بودند. مثلا اینکه آیا معاملات چندروزهتان بعد از کسر سواپ هنوز سودده هستند. یا اینکه چه سهمی از ضرر ماه گذشتهتان اصلا ربطی به تحلیل نداشته.
این برای محاسبهی expectancy هم حیاتی است. اگر آن را با سود ناخالص حساب کنید، عددی به دست میآورید که هیچوقت در حساب واقعیتان اتفاق نمیافتد. (وینریت بالا هیچچیز را تضمین نمیکند این محاسبه را کامل توضیح داده.)
در ژورنال Highwinrate کمیسیون و سواپ هر معامله جدا از سود ناخالص نگه داشته میشود و سود خالص از روی همانها ساخته میشود، دقیقا با همان قراردادی که خود متاتریدر گزارش میدهد. اگر تاریخچهی حسابتان را از MT5 ایمپورت کنید، این ستونها هم با آن میآیند و لازم نیست دستی واردشان کنید.
ژورنال قرار است آینه باشد. آینهای که هزینهها را حذف کند تصویر خوشایندتری نشان میدهد، اما آن تصویر، تصویر حساب شما نیست.