محاسبه حجم معامله در فارکس: لات آخرین عددی است که تعیین می‌کنید، نه اولین
آموزش ترید

محاسبه حجم معامله در فارکس: لات آخرین عددی است که تعیین می‌کنید، نه اولین

فرمول محاسبه لات از روی درصد ریسک و فاصله‌ی حد ضرر، ارزش هر پیپ در جفت‌ارز و طلا و شاخص، جایی که این فرمول در حساب‌های کوچک از کار می‌افتد، و راهی که با ژورنال بفهمید حجم واقعی معاملاتتان چقدر با قانون خودتان فاصله دارد.

admin۶ شهریور ۱۴۰۵

منتشرشده در وبلاگ Highwinrate، ژورنال معاملاتی آنلاین برای تریدرهای فارسی‌زبان.

بیشتر تریدرها حجم معامله را اول انتخاب می‌کنند. ۰.۱ لات، چون همیشه ۰.۱ می‌زنند. یا ۰.۵، چون امروز به ستاپ مطمئن‌ترند. بعد حد ضرر را جایی می‌گذارند که «جا بشود».

ترتیب درست دقیقا برعکس است. اول حد ضرر، بعد ریسک، و در آخر لات. لات نتیجه‌ی محاسبه است، نه ورودی آن.

این نوشته همان محاسبه است، با عددهای واقعی. به‌علاوه‌ی جایی که این فرمول در حساب‌های کوچک از کار می‌افتد و کمتر کسی درباره‌اش حرف می‌زند.

فرمول محاسبه حجم معامله

سه عدد لازم دارید.

۱. ریسک دلاری این معامله. موجودی حساب ضرب در درصد ریسکی که در پلن معاملاتی‌تان نوشته‌اید. حساب ۲۰۰۰ دلاری با ریسک ۱ درصد یعنی ۲۰ دلار. این عدد پیش از باز کردن چارت مشخص است.

۲. فاصله‌ی حد ضرر به پیپ. از نقطه‌ی ورود تا جایی که تحلیل شما باطل می‌شود. این را چارت تعیین می‌کند، نه موجودی حساب.

۳. ارزش هر پیپ برای یک لات. در جفت‌ارزهایی که ارز دومشان دلار است، مثل EURUSD و GBPUSD، این عدد ۱۰ دلار است. بقیه‌ی نمادها را پایین‌تر جداگانه حساب می‌کنیم.

فرمول:

حجم (لات) = ریسک دلاری ÷ (فاصله‌ی حد ضرر به پیپ × ارزش هر پیپ برای یک لات)

مثال: حساب ۲۰۰۰ دلاری، ریسک ۱ درصد، EURUSD، حد ضرر ۲۵ پیپ.

۲۰ ÷ (۲۵ × ۱۰) = ۰.۰۸ لات

حالا فرض کنید ساختار بازار طوری است که حد ضرر منطقی ۵۰ پیپ است، نه ۲۵.

۲۰ ÷ (۵۰ × ۱۰) = ۰.۰۴ لات

حجم نصف شد. ریسک تغییری نکرد.

این تمام ماجراست. در این روش، حد ضرر هر جا که باید باشد گذاشته می‌شود و لات خودش را با آن تطبیق می‌دهد. در روش برعکس، لات ثابت است و حد ضرر مجبور می‌شود با آن کنار بیاید. یعنی یا آن‌قدر نزدیک است که بی‌دلیل می‌خورد، یا آن‌قدر دور است که وقتی بخورد، بیشتر از آنچه قرار بود با خودش می‌برد.

یک نکته‌ی کوچک که بزرگ می‌شود: عدد نهایی را همیشه به پایین گرد کنید، به نزدیک‌ترین پله‌ی حجمی که بروکر اجازه می‌دهد. ۰.۰۸۷ می‌شود ۰.۰۸، نه ۰.۰۹. گرد کردن به بالا یعنی ریسک بیشتر از قانون، آن هم پیش از اینکه معامله اصلا شروع شده باشد.

ارزش هر پیپ در جفت‌ارز، طلا و شاخص

آن ۱۰ دلار فقط برای نمادهایی است که ارز دومشان دلار است. بقیه فرق دارند، و بیشترین اشتباه در محاسبه لات دقیقا همین‌جا اتفاق می‌افتد.

جفت‌ارزهایی که ارز دومشان دلار نیست. در USDJPY یک لات به‌ازای هر پیپ ۱۰۰۰ ین جابه‌جا می‌شود، نه ۱۰ دلار. برای تبدیلش به دلار باید بر نرخ روز USDJPY تقسیم کنید، که با نرخ‌های این چند سال چیزی حدود ۶ تا ۷ دلار درمی‌آید. این عدد با خود نرخ عوض می‌شود، پس چیزی نیست که بشود حفظش کرد.

طلا. قرارداد استاندارد XAUUSD در بیشتر بروکرها ۱۰۰ اونس است. یعنی ۰.۰۱ لات دقیقا یک اونس، و هر یک دلار حرکت قیمت طلا با ۰.۰۱ لات، یک دلار سود یا ضرر. با ۰.۱ لات ده دلار، با یک لات صد دلار. اینجا عمدا از کلمه‌ی پیپ استفاده نکردیم، چون تعریف پیپ در طلا بین بروکرها یکسان نیست. بعضی ۰.۰۱ دلار را یک پیپ می‌گیرند و بعضی ۰.۱ دلار، و همین یک اختلاف ده برابری در حجم می‌سازد. اگر حد ضرر طلا را به دلار بنویسید («سه دلار زیر ورود»)، جایی برای این اشتباه نمی‌ماند. تفصیل این ماجرا در پیپ و پوینت چیست آمده.

شاخص‌ها. اینجا هیچ عدد استانداردی وجود ندارد. اندازه‌ی قرارداد US30 یا NAS100 یا DAX در هر بروکر می‌تواند فرق کند، و هر بار که حساب یا بروکر عوض می‌کنید باید دوباره نگاه کنید.

راه مطمئن برای همه‌ی این‌ها یکی است. در متاتریدر ۵ روی نماد در پنجره‌ی Market Watch راست‌کلیک کنید و Specification را باز کنید. سه خط را ببینید: Contract Size، Tick Size و Tick Value. ارزش یک تیک برای یک لات همان Tick Value است و بقیه‌اش همان فرمول بالاست. سی ثانیه وقت می‌گیرد و جای هر حفظ کردنی را می‌گیرد.

جایی که فرمول از کار می‌افتد: حساب کوچک

حداقل حجم در بیشتر بروکرها ۰.۰۱ لات است. این یک کف پنهان زیر قانون ریسک شماست که در ویدیوهای آموزشی تقریبا هیچ‌وقت گفته نمی‌شود.

حساب ۱۰۰ دلاری، ریسک ۱ درصد، یعنی یک دلار. EURUSD با حد ضرر ۲۰ پیپ:

۱ ÷ (۲۰ × ۱۰) = ۰.۰۰۵ لات

چنین حجمی وجود ندارد. کمترین چیزی که می‌توانید بزنید ۰.۰۱ است، و با ۰.۰۱ لات آن ۲۰ پیپ دو دلار می‌شود. ریسک واقعی شما ۲ درصد است، نه ۱. قانون را نشکسته‌اید، حساب اجازه‌ی اجرایش را نمی‌دهد.

در طلا بدتر است. با همان حساب ۱۰۰ دلاری و ۰.۰۱ لات، حد ضرر سه دلاری یعنی سه دلار ریسک، یعنی ۳ درصد. و حد ضرر سه دلاری روی طلا چیز بزرگی نیست، در بعضی ساعت‌ها در یک دقیقه طی می‌شود.

اینجا سه راه بیشتر ندارید و هر سه را باید صادقانه بسنجید. یا درصد ریسک واقعی را بپذیرید و در پلن همان را بنویسید، نه یک درصدی که فقط روی کاغذ است. یا فقط ستاپ‌هایی را بگیرید که حد ضرر کوتاه‌تری می‌پذیرند، که خودش تعداد معاملات را کم می‌کند. یا با این موجودی معامله‌ی واقعی نکنید و روی حساب دمو یا با سرمایه‌ی بیشتر کار کنید.

راه چهارمی هم هست که خیلی‌ها می‌روند: نزدیک کردن حد ضرر به ورود، فقط برای اینکه عدد قشنگ دربیاید. این همان اشتباه اول این نوشته است با یک بهانه‌ی جدید.

چرا ترتیب مهم است، با عدد

بخش پژوهش DailyFX، که آن زمان زیرمجموعه‌ی بروکر FXCM بود، در سال ۲۰۱۵ بیش از ۴۳ میلیون معامله‌ی واقعی مشتریان این بروکر را در یک بازه‌ی یک‌ساله بررسی کرد. نتیجه‌اش برای EURUSD این بود: ۶۱ درصد معاملات با سود بسته شده بودند، اما میانگین معامله‌ی ضررده ۸۳ پیپ بود و میانگین معامله‌ی سودده فقط ۴۸ پیپ. برای GBPUSD همین الگو: ۵۹ درصد برد، میانگین سود ۴۳ پیپ، میانگین ضرر ۸۳ پیپ. تریدرها جهت را بیشتر از نصف مواقع درست تشخیص می‌دادند و باز هم در مجموع ضرر می‌کردند.

ربطش به لات چیست؟

وقتی حجم اول انتخاب شود، حد ضرر جایی می‌رود که «جا بشود»، و این معمولا یعنی دورتر. و وقتی معامله در ضرر است و حجم از قبل بزرگ بوده، جابه‌جا کردن حد ضرر وسوسه‌ی بزرگ‌تری است، چون عددی که دارد قرمز می‌شود بزرگ‌تر است. ضرر ۸۳ پیپی در مقابل سود ۴۸ پیپی، تصویر همین رفتار است در مقیاس میلیون‌ها معامله. حساب کردن لات از روی حد ضرر این وسوسه را از بین نمی‌برد، اما ضرر هر معامله‌ی بد را روی یک عدد از پیش معلوم قفل می‌کند.

لری هایت، یکی از معامله‌گرانی که جک شواگر در Market Wizards با او مصاحبه کرده، هرگز بیشتر از ۱ درصد سرمایه را در یک معامله ریسک نمی‌کرد و قانونش را این‌طور خلاصه کرده: «اگر شرط نبندید، نمی‌توانید ببرید. اگر همه‌ی ژتون‌هایتان را از دست بدهید، دیگر نمی‌توانید شرط ببندید.» عدد ۱ درصد مقدس نیست. چیزی که مهم است این است که این عدد قبل از معامله تعیین شده باشد و لات از روی آن حساب شود، نه برعکس.

عددی که باید از حساب خودتان بدانید

هر چیزی که تا اینجا گفتیم قانون است. سوال این است که شما در عمل چقدر به آن پایبند بوده‌اید، و جواب این سوال در حافظه‌تان نیست.

برای هر معامله‌ی بسته‌شده یک عدد حساب کنید: ضرر یا سود واقعی، تقسیم بر موجودی حساب در لحظه‌ی باز شدن همان معامله. اسمش را بگذارید ریسک محقق‌شده. اگر قانونتان ۱ درصد است، این عدد برای معاملات ضررده باید یک خط تقریبا صاف روی ۱ درصد باشد.

تقریبا هیچ‌وقت صاف نیست.

چیزی که معمولا دیده می‌شود یک خط نسبتا صاف است با چند جهش، و همان چند جهش سهم بزرگی از کل ضرر دوره را دارند. سوال بعدی این است که آن روزها چه فرقی داشتند. حجم بیشتر گرفته شد؟ حد ضرر جابه‌جا شد؟ یا نماد عوض شده بود و ارزش پیپش اشتباه حساب شد؟ هر کدام از این‌ها یک اصلاح متفاوت می‌خواهد، و بدون داده نمی‌شود فهمید کدام است.

در ژورنال Highwinrate هر معامله با حجم و درصد ریسک نسبت به موجودی همان لحظه ثبت می‌شود و روند حجم معاملات نسبت به موجودی در طول زمان به‌صورت چارت قابل دیدن است. اگر حساب با اکسپرت وصل باشد یا تاریخچه‌ی متاتریدر ۵ را وارد کنید، حجم هر معامله همان چیزی است که واقعا زده‌اید، نه چیزی که یادتان مانده. همان‌جا معلوم می‌شود لات را از روی حد ضرر حساب می‌کنید، یا حد ضرر را از روی لات.

مرتبط: مدیریت ریسک: تنها متغیری که همیشه دست شماست، مدیریت سرمایه: چرا حجم معامله مهم‌تر از جهت معامله است و لوریج چیست و چرا حساب‌ها با حجم بسته می‌شوند.

این نوشته آموزشی است و توصیه‌ی مالی نیست. مشخصات قرارداد هر نماد را از بروکر خودتان بگیرید، عددهای این متن برای مثال‌اند.