چند معامله برای بک‌تست کافی است؟ ۲۰ معامله چرا هیچ‌چیز را ثابت نمی‌کند
آموزش ترید

چند معامله برای بک‌تست کافی است؟ ۲۰ معامله چرا هیچ‌چیز را ثابت نمی‌کند

تعداد معامله‌ی لازم برای بک‌تست یک عدد جادویی نیست. ببینید چرا ۲۰ نتیجه‌ی خوب می‌تواند تصادفی باشد، از کجا باید شروع کنید، و چه داده‌ای نشان می‌دهد ستاپتان واقعا قابل بررسی است.

admin۲۹ شهریور ۱۴۰۵

منتشرشده در وبلاگ Highwinrate، ژورنال معاملاتی آنلاین برای تریدرهای فارسی‌زبان.

بیست معامله گرفته‌اید. پانزده‌تایشان برد بوده و منحنی سود هم قشنگ بالا رفته. وسوسه‌اش طبیعی است که بگویید ستاپ جواب داده و از فردا با پول واقعی اجراش کنید.

اما اگر همان ستاپ را روی بیست معامله‌ی بعدی امتحان کنید و فقط نه برد بگیرید چه؟ کدام نتیجه، شخصیت واقعی استراتژی است؟ جواب ناخوشایند این است که هنوز هیچ‌کدام را نمی‌دانید.

جواب کوتاه: عدد قطعی وجود ندارد، اما ۲۰ معامله کافی نیست

تعداد معامله‌ی لازم به نوع ستاپ، وین‌ریت، تعداد بازارهایی که بررسی می‌کنید و فاصله‌ی زمانی معاملات بستگی دارد. ستاپی که روزی ده بار روی طلا سیگنال می‌دهد با ستاپی که هفته‌ای یک بار روی چهارساعته‌ی EURUSD ظاهر می‌شود، با یک معیار سنجیده نمی‌شود.

با این حال یک قاعده‌ی عملی دارید: با کمتر از ۵۰ معامله فقط در حال شناختن ایده هستید. حوالی ۱۰۰ معامله می‌توانید اولین تصمیم محتاطانه را بگیرید. برای اینکه درباره‌ی اجرای جدی یک ستاپ حرف بزنید، ۲۰۰ معامله یا بیشتر، در شرایط بازار متفاوت، تصویر قابل اتکاتری می‌دهد.

این اعداد تضمین سود نیستند. فقط جلوی یک اشتباه رایج را می‌گیرند: اینکه یک دوره‌ی خوب را به حساب مهارت استراتژی بگذارید.

چرا ۲۰ معامله این‌قدر گمراه‌کننده است

فرض کنید وین‌ریت واقعی یک ستاپ ۵۰ درصد باشد. در فقط ۲۰ معامله، دیدن ۱۳ یا ۱۴ برد اتفاق عجیبی نیست. همین نوسان طبیعی می‌تواند شما را متقاعد کند که با یک ستاپ ۷۰ درصدی طرفید، در حالی که هنوز داده‌ی کافی ندارید.

هرچه تعداد نمونه بیشتر می‌شود، این نوسان کمتر اثر می‌گذارد. برای وین‌ریتی نزدیک ۵۰ درصد، خطای تقریبی ۹۵ درصدی در ۲۰ معامله حدود ۲۲ واحد درصد است. یعنی وین‌ریت مشاهده‌شده‌ی ۵۰ درصد می‌تواند فاصله‌ی زیادی با واقعیت داشته باشد. در ۱۰۰ معامله این فاصله تقریبا به ۱۰ واحد درصد و در ۲۰۰ معامله به حدود ۷ واحد درصد می‌رسد.

قرار نیست هر بار این حساب را انجام دهید. پیامش ساده است: تفاوت بین ۵۵ و ۶۵ درصد روی ۲۰ معامله، اطلاعات مهمی نیست. تفاوت همان دو عدد روی ۲۰۰ معامله، ارزش بررسی دارد.

فقط تعداد معامله مهم نیست، تنوع داده هم مهم است

صد معامله‌ای که همگی در یک ماه رونددار یا در ساعت مشخصی از روز اتفاق افتاده‌اند، صد معامله‌ی کامل نیستند. شاید ستاپ شما فقط در همان وضعیت جواب داده باشد و شما هنوز از ضعفش در بازار رنج، روز خبر یا ساعت کم‌حجم چیزی ندیده‌اید.

برای بک‌تست، داده را عمدا متنوع جمع کنید:

  • بازه‌ای را انتخاب کنید که روند، رنج و نوسان شدید را در خود داشته باشد.
  • اگر چند بازار معامله می‌کنید، آمار هر بازار را جدا نگه دارید.
  • ساعت ورود و روز هفته را ثبت کنید، چون یک ستاپ ممکن است در هم‌پوشانی لندن و نیویورک خوب باشد و در ساعت‌های آرام بازار نه.
  • هزینه‌های واقعی مثل اسپرد، کمیسیون و سواپ را وارد نتیجه کنید. سودی که هزینه‌ی اجرا در آن نیست، سود قابل اجرا نیست.

در نوشته‌ی سشن‌های فارکس به وقت ایران توضیح داده‌ایم که ساعت بازار چرا فقط یک جزئیات تقویمی نیست. در اسپرد، کمیسیون و سواپ هم می‌بینید چطور هزینه‌ها می‌توانند نتیجه‌ی یک ستاپ کوتاه‌مدت را عوض کنند.

مراقب بک‌تستِ سفارشی‌شده برای گذشته باشید

یک خطر دیگر هم هست. هر بار که بعد از دیدن نتیجه، حد ضرر، تارگت، ساعت ورود یا فیلترتان را تغییر می‌دهید، در واقع یک نسخه‌ی تازه از استراتژی را امتحان کرده‌اید. اگر این کار را ده‌ها بار انجام دهید، بالاخره نسخه‌ای پیدا می‌شود که روی همان تاریخچه عالی به‌نظر برسد. این لزوما مزیت واقعی نیست، ممکن است فقط انتخاب خوش‌شانس‌ترین جواب از میان جواب‌های زیاد باشد.

پژوهش Campbell Harvey و Yan Liu درباره‌ی بک‌تست دقیقا به همین مسئله می‌پردازد: وقتی آزمون‌های زیادی انجام شده، نتیجه‌ی تاریخی باید با سخت‌گیری بیشتری خوانده شود. هشدار رسمی Investor.gov هم یادآوری می‌کند که عملکرد بک‌تست فرضی است و نباید با عملکرد واقعی یکی گرفته شود.

راه ساده برای کنترلش این است: ابتدا قانون را بنویسید، سپس یک بخش از داده را برای بررسی کنار بگذارید. بعد از اینکه قوانین را با داده‌ی اول بستید، به بخش کنارگذاشته‌شده دست نزنید مگر برای اجرای همان قوانین. اگر نتیجه در آن بخش هم قابل قبول بود، تازه یک نشانه دارید که استراتژی فقط گذشته را حفظ نکرده است.

از ۱۰۰ معامله چه چیزی باید ببینید

بعد از حدود ۱۰۰ معامله، دنبال یک عدد جادویی نباشید. این پنج سوال را بپرسید:

  1. expectancy بعد از کسر همه‌ی هزینه‌ها مثبت است؟
  2. سود کل از چند معامله‌ی استثنایی آمده یا در تعداد زیادی معامله پخش شده است؟
  3. بدترین دوره‌ی باخت متوالی چقدر بوده و آیا حجم حساب تحملش را دارد؟
  4. کدام شرایط بازار یا ساعت ورود، نتیجه را خراب کرده‌اند؟
  5. قوانین ستاپ در هر معامله واقعا رعایت شده‌اند یا بک‌تست با نگاه به آینده انجام شده است؟

اگر پاسخ این سوال‌ها روشن نیست، تعداد معاملات هرقدر هم زیاد باشد هنوز داده‌ی قابل تصمیم ندارید. بک‌تست بدون ژورنال دقیقا همین مشکل را باز می‌کند: مجموع سود و ضرر به تنهایی نمی‌گوید چه چیزی در استراتژی کار کرده است.

بک‌تست را با حساب واقعی قاطی نکنید

حتی بک‌تست ۲۰۰ معامله‌ای هم مجوز بالا بردن حجم نیست. اجرای واقعی با بک‌تست تفاوت دارد: اسپرد تغییر می‌کند، اسلیپیج رخ می‌دهد، شما ممکن است یک ورود را جا بیندازید یا بعد از دو باخت، قانونتان را رعایت نکنید. نهاد ناظر بازار آمریکا، CFTC، هم درباره‌ی معامله‌گری فارکس هشدار می‌دهد که گذشته نتیجه‌ی آینده را تضمین نمی‌کند و مدیریت ریسک باید پیش از معامله روشن باشد.

پس قدم بعد از بک‌تست، معامله با کمترین حجم ممکن و ثبت همان‌قدر دقیق معاملات است. هدف این مرحله اثبات سود نیست. هدف این است که بفهمید اختلاف بین برنامه و اجرای واقعی کجاست.

در ژورنال Highwinrate می‌توانید هر معامله‌ی بک‌تست را کنار معاملات واقعی ثبت کنید، ستاپ و شرایط بازار را برچسب بزنید و آمارشان را جدا ببینید. بعد از چند ماه، به جای اینکه بگویید «فکر می‌کنم این ستاپ خوب است»، می‌دانید روی چه تعداد معامله، در چه شرایطی و با چه افتی از سرمایه، این نتیجه را گرفته‌اید.