بازار رنج را چطور زودتر تشخیص بدهیم و چرا وسط آن نباید معامله کرد
آموزش ترید

بازار رنج را چطور زودتر تشخیص بدهیم و چرا وسط آن نباید معامله کرد

بدترین نقطه‌ی ورود در کل روز، وسط یک محدوده‌ی بی‌جهت است. نشانه‌هایی که زودتر از خود بازار به شما می‌گویند امروز روز شکست نیست، و اینکه در چنین روزی چه باید کرد.

admin۲۵ مرداد ۱۴۰۵

منتشرشده در وبلاگ Highwinrate، ژورنال معاملاتی آنلاین برای تریدرهای فارسی‌زبان.

از هر ده معامله‌ی ضررده‌ای که ثبت می‌کنید، احتمالا چند تایشان اصلا اشتباه تحلیلی نبوده‌اند.

ستاپ درست بوده، جهت درست بوده، اجرا هم بد نبوده. فقط بازار آن روز اصلا جایی نمی‌رفت، و شما داشتید یک استراتژی روندی را در یک روز بدون روند اجرا می‌کردید.

این یکی از پرهزینه‌ترین اشتباه‌هایی است که در ژورنال‌ها دیده می‌شود، چون شبیه اشتباه به‌نظر نمی‌رسد.

بازار فقط سه کار بلد است

چارچوب ساده‌ای که کمک می‌کند: بازار یا روند می‌گیرد، یا رنج می‌زند، یا بعد از آن رنج دوباره روند می‌گیرد. روند، رنج، روند.

وظیفه‌ی شما در هر لحظه فقط یک سوال است. الان کجاییم؟

و جواب این سوال یک نتیجه‌ی عملی مستقیم دارد: بدترین جای ممکن برای ورود، وسط یک تثبیت است. چون ممکن است بازار پانزده دقیقه‌ی دیگر هم همان‌جا بماند، و در آن پانزده دقیقه هر طرف که شرط ببندید احتمال دارد حد ضررتان را بزند و بعد به جهت مورد نظر شما برگردد.

اسم فنی برایش لازم نیست. وسط رنج، معامله کردن تقریبا معادل شیر یا خط انداختن است، با این تفاوت که برای شیر یا خط اسپرد و کمیسیون نمی‌دهید.

نشانه‌های زودهنگام

خوبی روز رنج این است که معمولا خودش را زود لو می‌دهد. چند نشانه که پیش از آنکه حساب آسیب ببیند در دسترس‌اند:

محدوده‌ی بازگشایی غیرعادی پهن است. وقتی پانزده دقیقه‌ی اول خودش یک حرکت بزرگ بوده، فاصله‌ی ورود تا حد ضرر در هر شکستی بزرگ می‌شود و نسبت ریسک به ریوارد خراب. در پایگاه داده‌ی ORB Setups که بیش از ۲۴۰ هزار معامله‌ی شکست محدوده را بررسی کرده، نرخ برد در محدوده‌های خیلی پهن به حدود ۳۵ درصد افت کرده، در حالی که در محدوده‌های تنگ‌تر حدود ۵۱ درصد بوده.

قیمت بین دو سطح رفت‌وبرگشت می‌کند. سقف را می‌زند، برمی‌گردد، کف را می‌زند، دوباره برمی‌گردد. هر بار هم مثل شروع یک حرکت به‌نظر می‌رسد.

اولین شکست بلافاصله شکست خورده. یعنی قیمت بیرون زده و بدون ادامه دادن به داخل برگشته. این معمولا یعنی نقدینگی کافی برای ادامه دادن آن‌طرف وجود نداشته.

تایم‌فریم‌های مختلف با هم نمی‌خوانند. یک دقیقه صعودی است، پانزده دقیقه نزولی، روزانه بی‌جهت. وقتی وضعیت مبهم است، معامله‌ی درست معامله نکردن است.

یک قاعده‌ی سرانگشتی هم هست که بین تریدرهای شکست‌محور رایج است: اگر بعد از شش تا هفت کندلِ تایم‌فریم اصلی‌تان هنوز از محدوده بیرون نزده‌اید، یا شکست بزرگ‌تر از انتظار در انتهای سشن رخ می‌دهد، یا بقیه‌ی روز هم داخل محدوده می‌ماند. هیچ‌کدام از این دو حالت، معامله‌ی شکست در وسط محدوده را توجیه نمی‌کند.

وقتی تشخیص دادید، استراتژی عوض می‌شود، نه اینکه تعطیل شود

مهم است که این را دو حالتی نبینید.

در یک روز رنج، منطق معامله وارونه می‌شود. دیگر دنبال شکست نیستید، دنبال برگشت از لبه‌ها هستید. نزدیک کف محدوده خرید، نزدیک سقف محدوده فروش، با هدف‌های کوچک‌تر و توقع کمتر.

اما اینجا باید صادق بود: این کار سخت‌تر از معامله‌ی روندی است، نه ساده‌تر. چون شما دارید خلاف حرکت لحظه‌ای وارد می‌شوید و اگر همان لحظه رنج بشکند، درست در بدترین سمت آن قرار گرفته‌اید.

اگر این سبک را تمرین نکرده‌اید، گزینه‌ی سالم‌تر همان چیزی است که بخش بعدی می‌گوید.

حالت خنثی هم یک تصمیم است

هیچ‌کجا نوشته نشده که باید هر روز نظر داشته باشید.

خنثی بودن یک موضع است، مثل خرید و فروش. اما برخلاف آن دو، هیچ صفحه‌ی آموزشی‌ای رویش تأکید نمی‌کند، چون فروختنی نیست.

و یک حالت شکست هست که تقریبا هیچ‌کس اسمش را نمی‌آورد: معامله از سر بی‌حوصلگی. ساعت سه بعدازظهر چارت را باز می‌کنید، ستاپی در کار نیست، اما نشسته‌اید و بازار هم دارد حرکت می‌کند، و بعد از چند دقیقه یک دکمه را می‌زنید. این معامله در هیچ پلن معاملاتی‌ای وجود نداشته و در ژورنال هم معمولا با یک توضیح تحلیلی ثبت می‌شود که بعدا نوشته شده.

پژوهش‌های مربوط به بیش‌معاملگی مدام به همین نتیجه می‌رسند: در بررسی بیش از ۳۶۰ هزار تریدر روزانه در بازار تایوان، بیش از ۸۰ درصد در مجموع ضرر کردند، و یکی از تفاوت‌های آماری بازنده‌ها با بقیه، صرفا تعداد بیشتر معاملاتشان بود.

معامله‌ای که نگرفتید هم داده است

اینجا جایی است که بیشتر ژورنال‌ها ناقص می‌مانند.

شما فقط معاملاتی را ثبت می‌کنید که انجام داده‌اید. یعنی نیمی از تصمیم‌هایتان اصلا ثبت نمی‌شود. ستاپ‌هایی که دیدید و رد کردید، هیچ ردی از خودشان باقی نمی‌گذارند.

نتیجه‌اش این است که هیچ‌وقت نمی‌فهمید کدام نوع فیلتر شما دارد پول درمی‌آورد و کدام‌یک دارد فرصت‌های خوب را هم حذف می‌کند. اگر تمام روزهایی که به خودتان گفتید «امروز رنج است، دست نگه می‌دارم» ثبت شده باشند، بعد از چند ماه می‌توانید ببینید در آن روزها بازار واقعا چه کرد.

پیشنهاد عملی: یک ستاپ در ژورنالتان بسازید به اسم «رد شد» یا «معامله نگرفتم» و شرایط را با یک اسکرین‌شات ثبت کنید. در ژورنال Highwinrate اضافه کردن تصویر با Ctrl+V انجام می‌شود، پس این کار سی ثانیه بیشتر وقت نمی‌گیرد.

بعد از سه ماه، دو چیز را خواهید فهمید. اینکه فیلتر روز رنج شما چقدر دقیق است، و اینکه چند بار درست تشخیص داده‌اید و باز هم وارد شده‌اید.

عدد دوم معمولا آن چیزی است که باید رویش کار شود.

ادامه‌ی طبیعی این بحث: پلن معاملاتی مکتوب و استراتژی ORB چیست.

این نوشته آموزشی است و توصیه‌ی مالی نیست.